سیاستگذاری کشاورزی
دیروز هم برای اندیشیدن و عمل کردن  ‬دیر بود

بیست سال قبل در مورد سروسامان دادن به وضعیت نامطلوب منابع طبیعی کشورمان در مجله ‮«دام و کشت و صنعت«مقاله‌ای نوشتیم با عنوان ‮«‬دیروز هم برای اندیشیدن و عمل کردن دیر بود«و نسبت به فرصت‌های از دست رفته هشدار دادیم. امروز بعد از گذشت بیست سال و این همه تخریب و ویرانی در عرصه های طبیعی، راستش مانده ایم که چه بگوییم تا بر آستانه تحریک کسی تأثیر بگذارد.
این همه حجم آتش‌سوزی، تخریب‌های منابع‌طبیعی، فرسایش خاک، از بین‌رفتن منابع آبی سفره‌های زیرزمینی و فرونشست‌ها و فروچاله‌های ناشی از آن و غیره و غیره.
در کنار همه این ها مقدار اندک بودجه های اختصاص یافته به بخش حفاظت از منابع‌طبیعی و این همه کم و کاستی، سیر تصاعدی مخاطرات منابع طبیعی، امروز اگر بخواهیم تیتری برای این موضوع انتخاب کنیم چه باید بنویسیم؟

منابع طبیعی را دریابیم
دیروز هم برای اندیشیدن و عمل کردن دیر بود

منابع طبیعی کشورمان با سرعتی نگرانکننده در حال فرسایش و نابودی است و ما به جای اقدام بنیادین برای متوقف کردن این روند، به ارائه طرح‌های مقطعی، تشکیل سمینارها، انتشار اطلاعات و آمارهای مشکوک و دادن وعده‌های میان‌تهی سرگرمیم، و دیگران را نیز سرگرم میکنیم. 
خبرهای مربوط به نابودی جنگل‌ها، تخریب مراتع، بیابان‌زایی، آلودگی منابع آب و به مخاطره افتادن اکوسیستم‌های کشور آنقدر تکراری و عادی شده که دیگر انعکاس آنها در رسانه‌ها حساسیتی را برنمی‌انگیزد، و اذهان را نگران نمیکند. در واقع چنین به نظر میرسد ما نابودی این منابع را رویدادی اجتناب‌ناپذیر و سرنوشتی محتوم می‌دانیم و خود را در برابر چنین وضعی ناتوان و فاقد هرگونه مسئولیتی می‌پنداریم. 
شاید کسانی این داوری را بدبینانه بدانند، اما اگر این افراد میزان تخریب‌ها و نابودی‌ها را با کوشش‌های جبرانی مقایسه کنند، هر اندازه هم که بی‌خیال باشند، باز اذعان خواهند کرد که واقعاً باید نگران بود. 
در شرایط کنونی سالانه فقط معادل 30 درصد از جنگل‌هایی را که تخریب می‌شود، جنگل کاری میکنیم. همین نسبت برای احیای مراتع تخریب شده در هر سال نیز صادق است. کوشش‌هایی که برای مبارزه با بیابان‌زائی از طریق تثبیت شن‌های روان می‌شود فقط معادل 17 درصد از بیابان‌های جدیدی است که هر ساله به مساحت بیابان‌های کشور افزوده می‌گردد و سرانجام عملیات آبخیزداری معادل 3‭/‬5 درصد فرسایش سالانه این بخش است.

آیا این ارقام نگرانکننده نیست؟ 

اگر وضع بر همین روال ادامه یابد یکی دو دهه بعد، از منابع طبیعی این کشور چیزی باقی خواهد ماند که به‌عنوان میراث نسل کنونی به نسل بعدی منتقل شود؟ 
در غوغای مسائل سیاسی و زیر سایه سنگین بحران اقتصادی همه جانبه‌ای که بر کشور تحمیل شده است، دولت نیز از توجه بایسته به این معضل ملی غافل است. دولت آنقدر مواجب‌بگیر و محل خرج‌های گوناگون دارد که نمی‌تواند بودجه و امکانات کافی را برای مقابله با خطراتی که منابع طبیعی را تهدید میکند، اختصاص دهد. برای فهم این موضوع کافی است اشاره کنیم که سال گذشته -1376- سهم زیربخش منابع طبیعی از بودجه عمرانی 1‭/‬18 درصد و در مقایسه با بودجه عمرانی امور اقتصادی فقط 2‭/‬37 درصد بوده است.
این نسبت‌ها در سال جاری نیز با درصدهایی اندک از افزایش یا کاهش حفظ شده است. 
این بودجه می‌تواند برای کشوری که 102 میلیون هکتار جنگل و مرتع، 40 میلیون هکتار اراضی بیابانی و 70 میلیون هکتار اراضی آبخیز در حال فرسایش دارد، کافی باشد؟
تنها ناکافی بودن بودجه نیست که ما را در مقابله با تخریب منابع طبیعی ناتوان کرده است. ضعف قوانین، مقررات قابل تغییر و تأویل، وجود برخی سازمان‌های ناکارا که سهم عمده‌ای از همان بودجه ناچیز را هم می‌بلعند، سلیقه‌گرایی در اجرای همین قوانین نارسا، شقه‌شقه کردن امکانات، اختیارات و قرار دادن هر شقه در اختیار افراد یا سازمان‌های بخصوص و بسیاری عوارض دیگر، امکان اعمال یک مدیریت متمرکز و توانمند را در حفظ منابع طبیعی غیرممکن ساخته است.
دو دهه از انقلاب را پشت سر گذاشته‌ایم و شاهد اجرای دو برنامه عمرانی هم بوده‌ایم. اصل پنجاهم قانون اساسی کشور نیز صراحت دارد: ‮«‬در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط‌زیست که نسل امروز و نسل‌های بعد باید در آن حیات رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می‌گردد. از این رو فعالیت‌های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط‌زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.»
جنگل، مرتع، منابع آب و اراضی قابل بهره‌برداری برای کشاورزی و دامداری بخش اصلی محیط‌زیستی را که انسان فقط در آن قادر به ادامه حیات است، تشکیل می‌دهد. برای اجرای اصل پنجاهم قانون اساسی و حفظ منابع طبیعی که ادامه حیات و سازندگی منوط به بقای آن است، چه کرده‌ایم؟
در مورد منابع طبیعی نمی‌توان گفت فردا برای اندیشیدن و عمل کردن دیر است؛ زیرا دیروز هم برای اندیشیدن و عمل کردن به این مقوله دیر بوده است!
در مورد منابع طبیعی، از خط قرمز بحران هم گذشته‌ایم و اینک در قلب منطقه خطر قرار داریم، پس بیائیم برای بهره‌گیری از اندک فرصت‌ها و نادر شانس‌هایی که در این باره داریم، ثانیه‌ای را تلف نکنیم. 

ماهنامه دام و کشت و صنعت - شماره ۲۳۰ - ۱۳۹۸
 

مدیر سایت
info@iranagrimagazine.com

به این مطلب امتیاز دهید:

کارشناسان ما در مورد مشکلات تولید محصولات، که نمی‌توانید برای آن جوابی پیدا کنید؛ می‌توانند به شما کمک کنند

info@iranAgriMagazine.com
arrow