سیاستگذاری کشاورزی
ترویج، فرزند مظلوم زمانه

کشاورزی که با دانش زمین کاشت
ز هر یک تخم هزاران تخم برداشت
ترویج، فرزند مظلوم زمانه

ابوالقاسم گل‌باف

علم و دانش کشاورزی اگر آرشیو یا در سینه دانشمند و محقق حبس و دفن شود، نتیجه‌ای جز فراموشی و غبار گرفتن ورقه‌ها و پوشه‌ها ندارد و تنها انتقال آن (رواج، ترویج) همراه با نشان دادن، یاد دادن، مقایسه قضاوت، شهادت و ... است که می‌تواند بهره‌وری بیشتر، هزینه کمتر محصول متفاوت‌تر و بازار مصرف بهتر را تداعی کند به‌ویژه این‌که در ایران، فاصله اجتماعی، بینش و دانش و دسترسی به اطلاعات بین کشاورز (بهره‌بردار) و مروج کشاورزی حداقل در سه، چهار دهه پیش، بسیار معنی‌دارتر بود.
از طرفی، روستایی و کشاورز به صِرف دیدن یک فیلم یا بروشور یا تبلیغ، مجاب نمی‌شده تا به جای بذر تولیدی خودمصرفی، به بذر استاندارد یا هیبرید روی آورده یا روش کاشت غرقابی را تغییر دهد یا ...
این بود که مروج کشاورزی، علم و دانش عملیاتی شده کشاورزی را با هدف «کشاورزی که با دانش زمین کاشت»، همراه با تمامی توان تخصصی، ابزار و روش‌های‌های ترویجی، خطابه‌ای، جدلی، مناظره‌ای و... و در مواردی با ابداعاتی شخصی برای نزدیک شدن به روستاییان و ورود از دروازه باورهای آنان به کار می‌گرفت.
مجموعه این روش‌ها البته از هزاران سال پیش به‌صورت سنتی در ایران به‌عنوان یکی از نخستین کشورهای دنیا که همزمان با تمدن، کشاورزی و ترویج کشاورزی را پایه‌گذاری کرده اِعمال می‌شده و یکی از دلایل مهاجرت ایرانی‌ها همواره جستجوی زمین‌های بهتر و غنی‌تر، دانه‌های پربازده و به نوعی ترویج و رواج یافته‌های نو بوده است.
براساس روایات تاریخی در اوستا نیز آمده «سومین جایی که زمین شادمان‌تر است، آنجا است که کسی از خداپرستان، بیشترین غله را کشت کند و بیشترین گیاه را بکارد».
هزاران سال بعد، اروپا در سال 1945(میلادی) و حدود 175 سال قبل از تأسیس F.A.O ترویج را آغاز و «جیمز استوارت» پدر ترویج نوین کشاورزی نامیده شد و البته در ایران نیز نخستین تابلو اداره رسمی ترویج کشاورزی در سال 1327(خورشیدی) بر سر در ساختمان ترویج نصب گردید و مروجین کشاورزی جایگاه ویژه یافتند و همواره قدر می‌دیدند و در صدر می‌نشستند.
بازنشستگان و شاید معدودی از کارشناسان شاغل به یاد دارند؛ سه، چهار دهه پیش لندرورها، جیپ‌ها و آهو استیشن‌های سازمان ترویج وزارت کشاورزی وقت با صندوقچه‌های مملو از بروشور، کتابچه راهنمای کشاورزی و برخی واکسن‌ها و داروهای دامی و نمونه‌هایی از سموم دفع‌آفات و البته یک دستگاه آپارات و حلقه‌های فیلم 8 میلی‌متری از تهران به مراکز استان‌ها و از آنجا به شهرهای کشاورزخیز و روستاها، شرکت‌های سهامی زراعی، تعاونی روستایی و... اعزام می‌شدند و در مزارع، دامداری‌ها و مرغداری‌ها به تشریح روش‌های کشاورزی و معرفی یافته‌های جدید می‌پرداختند. مروجین دامپزشکی نحوه تشخیص برخی از بیماری‌های دام و طیور و طریق خورندان دارو یا تزریق آمپول و واکسن و غیره را آموزش می‌دادند.
سپاهیان ترویج و کارشناسان ترویج رودررو با کشاورزان، هم‌زبان با آنان به آموزش علمی ضدعفونی بذور، انتخاب زمین، نحوه شخم زدن و عمق آن، اندازه دیسک زدن، طریق جوی و پشته‌بندی و ردیف کاری، آبیاری و... می‌پرداختند.
در مواردی نیز بلندگوهای ماشین‌های ترویج به ترغیب مردم برای حضور در میدان شهر یا دهستان بعد از نماز مغرب و عشا و دیدن فیلم‌های ترویجی دست می‌زدند و شب هنگام آپارات به کار می‌افتاد و فیلم‌های ترویجی، اصول کشاورزی نوین و نوین‌تر را نشان می‌دادند که در این میان فیلم‌های ترویجی تبلیغاتی شرکت‌های چندملیتی متروپل مانند هوخست و بایر و ... با فیلم‌های ترویجی، تبلیغی نحوه مبارزه با آفات و بیماری‌های گیاهی، دامی با کارگردانی حرفه‌ای و صفحه‌آرایی و حتی در مواردی بهره‌گیری از هنرپیشه‌ها در قالب مروجین و به مناسبت‌هایی با رقص و آواز، جذابیت فیلم را دوچندان نموده و کشاورز را تا پایان فیلم نگه می‌داشت.
در مواردی نیز کارمندان بانک صادرات با همراهی سپاه ترویج در روستاها برای کشاورزان حساب پس‌انداز افتتاح می‌کردند و به هزینه بانک مبلغ 5 تومان به کشاورز هدیه می‌دادند تا زمان کشت و کار بتواند از آن بانک وام کم‌بهره بگیرد و اقدام به خرید نهاده بنماید.
روش‌های دیگر ترویجی مانند مهاجرت دادن کشاورزان پیشرو به مناطق کمتر توسعه یافته کشاورزی اعمال می‌شد. از جمله انتقال تعدادی خانوارهای کشاورز از باغ بهادران، سِدِه و یزد خواست اصفهان (دهه 40) و کشاورزان یزدی که به مناطقی از خوزستان انتقال یافتند و دولت اراضی رایگان در اختیار آنان قرار داد و روستاییان و کشاورزان، روش‌های جدید کشاورزی به‌ویژه کاشت، داشت، برداشت محصولات سبزی و صیفی را از آنان یاد گرفتند که درنتیجه کشاورزی استان خوزستان متحول شد.
به نظر می‌رسد ترویج به‌عنوان قلب کشاورزی باید بیشترین بودجه، امکانات و ردیف‌های استخدامی، تجهیزات و دستگاه‌ها را در اختیار داشته باشد تا مثلاً میانگین سه تن گندم به 9 تن و ضریب تبدیل دان به گوشت مرغ به 1/7و... برسد.

سرمقاله ماهنامه دام و کشت و صنعت- شماره ۲۴۵- ۱۳۹۹

مدیر سایت
info@iranagrimagazine.com

به این مطلب امتیاز دهید:

کارشناسان ما در مورد مشکلات تولید محصولات، که نمی‌توانید برای آن جوابی پیدا کنید؛ می‌توانند به شما کمک کنند

info@iranAgriMagazine.com
arrow