سیاستگذاری کشاورزی
کاش کره زبان می داشت

سلطان کره و نگاه با عینک آمریکایی به صنعت گاوداری
کاش «کره» زبان می‌داشت

اسفند 95 که ناتان گای، وزیر صنایع پایه کشاورزی نیوزلند به همراه کلوین ویکهام، مدیرعامل شرکت لبنیاتی "فونترا" به ایران سفر کرده بود، اصرار داشت تا از مجموعه لبنیاتی یک شرکت خاص بازدید کند و سرانجام با دورزدن تیم امنیتی، چنین کرد!
"کلوین" چند ماه قبل از آن نیز در معیت وزیر تجارت نیوزلند به تهران سفر کرده بود و البته مدتی بعد "فونترا لیمیتد" در ایران ثبت و سپس منحل شد ولی فروش کره‌های فونترا به ایران در برخی از سال‌ها تا 150 میلیون دلار می‌رسید.
کره بی‌زبان، چند دهه است محل مناقشه بین صنایع لبنی، دولت و گاوداران بوده؛ زیرا براساس شیرهای آبکی نهایتاً 20 درصد کره مورد نیاز در ایران قابل تولید است و دلیل اصلی آن نگاه با عینک آمریکایی به صنعت گاوداری است.
در بیانی ساده، گاوهای هلشتاین آمریکایی با سیاست تولید شیر بیشتر که با هر وسیله‌ای اعمال می‌شود (استفاده از هورمون سوماتوتروپین و ...) و در شاخص‌های آمریکایی بیان می‌گردد (TPI,NM$,FM$)، سرنوشت لبنیات ایران و در نتیجه واردات فرآورده‌های شیر را در اختیار دارند. 
دام‌های درشت جثه‌ای که با مصرف خوراک بیشتر و در نتیجه هزینه بیشتر، شیر بیشتر اما با چربی و پروتئین کمتر تولید می‌کنند و به قولی زیادی «شیر آبکی» می‌دهند.
در حالی که اکثر کشورهای دنیا در اردوگاه پروتئین و چربی بیشتر (شاخص‌هائی نظیر INET,NVI و ...) خیمه زده‌اند که با گاوهایی با جثه کوچک‌تر، خوراک و هزینه کمتر، شیر تقریباً برابر، همراه با چربی و پروتئین بیشتر تولید می‌کنند.
جامعه سیاست‌زده ایران چند دهه (از سال‌های دهه 40 تاکنون) است که با نگاه تولید کمی، در صنعت شیر عمدتاً به تولید آب، حمل آب و مصرف آب (به جای ترکیب شیر)
رضایت داده آن هم آب غیرمتعارف در شیر که از گاوداری‌ها به کارخانه‌های لبنیات و از کارخانه‌ها به هایپرمارکت‌ها و فروشگاه‌ها حمل و توزیع می‌گردد به این روند ادامه داده است. گاوهایی که 5 تا 10 درصد (و گاهی بیشتر) علوفه و خوراک مصرف می‌کنند، طول عمر مفید کمتر و در نتیجه زایش کمتری نیز دارند.

سلطان کره و ضرر 500 میلیون دلاری به کشور
محاسبه ساده و سرانگشتی نشان می‌دهد نیوزلند (دارای یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های لبنیاتی جهان) یکی از صادرکنندگان عمده کره به ایران با جمعیتی 16 برابر کمتر از ما، سالانه 21 میلیون و 217 هزار تن شیر (دو برابر ایران) تولید می‌کند که نزدیک به دو میلیون تن (یک میلیون و 884 هزار) آن را چربی و پروتئین (جمعاً حدود 9 درصد) تشکیل می‌دهد و کره آن جهان‌گیر شده است.
در ایران با بیش از ده میلیون تن شیر، نهایتاً حدود 670 هزار تن چربی و پروتئین (مجموعاً کمتر از 6 درصد) استحصال می‌گردد.
این در حالی است که در مقایسه با نیوزلند می‌بایست از 10 و نیم میلیون تن شیر تولیدی حدود 900 هزار تن چربی و پروتئین می‌داشتیم، در آن صورت نه تنها نیازی به واردات کره و پدیدار شدن سلطان کره، مافیای کره و بلعیدن ارز دولتی و فروش آزاد آن را نداشتیم بلکه صادرکننده کره نیز بودیم؛ چراکه در حال حاضر نهایتاً 40 تا 45 هزار تن واردات کره داریم و در صورت تبیین استراتژی درست اصلاح نژادی در استفاده از اسپرم نژادهای مناسب و تولید تلیسه‌هایی که حامل ژن‌های تولید چربی و پروتئین بالا باشند، 230 هزار تن چربی و پروتئین بیشتر از میزان فعلی استحصال و نیاز داخلی تأمین و علاوه بر این‌که واردات به صفر می‌رسید و حداقل 400 میلیون دلار صرفه‎جویی ارزی و شاید نزدیک به 100 میلیون دلار (سرجمع 500 میلیون دلار) درآمد ارزی داشتیم.

عینک آمریکایی را
از چشم برنامه‌ریزان صنعت گاو شیری برداریم

مهندس حسین چمنی، کارشناس لبنیات چندی پیش دلیل این وابستگی را داشتن گاوهایی با کمیت شیر بالا اما حداکثر 5/3 درصد چربی شیر اعلام کرد و گفت: “گاوهایی با پتانسیل تولید چربی بالا مورد نیاز کشور است” اما متأسفانه دیدگاه‌های کارشناسی در زیر چرخ‌های روزمرگی و سیاست‌های غلط له می‌شود.
همین سیاست‌های غلط مسئولان وقت اصلاح‌نژاد است که عینک آمریکایی به چشم‌زده و جاده صاف‌کن واردات مواد ژنی با هدف تولید تلیسه‌هایی با شیر بیشتر اما ترکیب موثر چربی کمتر و پروتئین کمتر می‌شوند. در ظاهر شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهیم و در عمل سیاست آمریکا را در گاوداری‌ها اعمال می‌کنیم.

گاوهای نسل آینده
در دنیای مدرن امروز و در عصر پساژنومیک رسم بر این است که گاوهایی برای نسل آینده انتخاب می‌شوند که برای تولید مشابه شیر، خوراک و حتی آب کمتر می‌خورند (با مواد موثر چربی و پروتئین بیشتر) و قدیم‌تر‌ها یکی از روش‌های انتخاب گاو شیری خوب توجه و قیاس آن‌ها در آب خوردن بود.
هم اینک در برخی از گاوداری‌های صنعتی ایران درصد چربی شیر گاو خیلی بالا است (بعضی از گله‌های آن‌ها با نژادهای رنگی نظیر جرزی نزدیک به 7 درصد؛ یعنی بیش از 2 برابر میانگین چربی شیر کشور) و خریدار آگاهانه بیش از دو برابر قیمت معمول برای خرید یک لیتر شیر به آن‌ها پرداخت می‌کند.
محاسبات اقتصادی نشان می‌دهد در این نوع گاوداری‌های شیری، با هزینه ثابت، مانند دیگران، نسبت به دیگر گاوداری‌ها، درآمد از محل فروش شیر 100 درصد بیشتر سود می‌دهد.
این دامداری‌ها با بررسی هزینه/فایده و مطالعه تجارب دیگر کشورها اقدام به واردات مواد ژنی کرده‌اند که توجه خاص به ترکیب (Component) و بافت شیر درصد چربی آن‌ها بالای 4 درصد و پروتئین نیز بالای 5/3 درصد است.

چه کسانی و چرا؟
متأسفانه طی چند دهه اخیر دولت، وزارت کشاورزی و معاونت امور تولیدات دامی و صنایع لبنی به ‌عنوان حامی، ناظر، قیمت‌گذار، سیاست‌گذار و... یکی از عوامل سهل‌انگاری در کاهش کیفیت شیر و جلوگیری از حمل آب غیرمتعارف و تحمل هزینه‌های فراوان به مردم و سلامتی آن‌ها بوده است.
در حالی که با حفظ سلامت و کیفیت شیر، نیاز کمتری به ساخت بیمارستان و داروهای انسانی و... می‌باشد.
با مصرف پروتئین و شیر مناسب، افراد سالم‌تر و باهوش‌تر در جامعه رشد می‌کنند و از طرف دیگر سرانه هزینه گاوداری‌ها نیز کاهش می‌یابد.

غفلت تاریخی کارخانه‌های لبنیات
سهل‌انگاری عامدانه بعدی توسط کارخانه‌های لبنیات صورت می‌گیرد. مروری بر آرشیوها نشان می‌دهد حتی قبل از انقلاب، کارخانجات صنایع شیر، خود را موظف می‌دانستند بابت افزایش چربی و پروتئین (بیشتر از میانگین) جوایز و تشویق‌های زیادی برای گاوداران فعال در نظر بگیرند که در مواردی بخش زیادی از هزینه‌های گاوداری را پوشش می‌داد.
چند سال پیش کارخانه بزرگ لبنی به تشویق برخی کارشناسان و مشاوران خود به این کار تن داد و گرچه براساس آنالیز آزمایشگاه مستقر در شرکت خود (که دقت راستی‌آزمایی آن قابل پیگیری نبود)، ترتیبی داده بود تا گاوداران به جای تولید و حمل آب غیرمتعارف شیر، به تولید چربی و پروتئین بیشتر و آب کمتر بپردازند به این منظور مبالغ تشویقی پرداخت می‌کرد، اما بعد از گذشت مدتی آن هم به صف دیگر کارخانه‌داران پیوست.

مشارکت آب در شیر کردن
هنگامی که دوغ و دوشاب از هم تمیز داده نشود گاودار نیز به جای استفاده از مواد کنسانتره متشکل از سویای 12 هزار تومانی و ذرت و جوی گران قیمت، از علوفه‌‌ها و خوراک پرحجم و ارزان استفاده می‌کنند تا در سیاست تولید آب فراوان در شیر سهیم شود.

کلاهی که برخی کارخانه‌های لبنیات بر سر گاودار می‌گذارند
تحلیل و گزارش مطالب فوق حاکی است تولید شیر بی‌کیفیت موجب شد یک قالب کره 100 گرمی تا سال گذشته 4500 تومان عرضه شود و امسال به 8000 تومان (کیلویی 80 هزار تومان) برسد که پیش‌بینی می‌شود طی یکی دو ماه آینده تا 120 هزار تومان نیز افزایش یابد. در این میان کارخانه‌های لبنیات به ازاء هر دهم درصد چربی تا قبل از تعیین قیمت شیر توسط ستاد تنظیم بازار، 360 ریال به گاودار پرداخت می‌کردند (هر کیلو کره تولیدی برای کارخانه 36 هزار تومان تمام می‌شد) در حالی که همین کره را در غیاب دقت نهادهای نظارتی با سود بیش از 75 درصدی به مصرف‌کننده عرضه می‌کنند.
یک سال قبل از حضور دوباره فونترا در ایران مالک یکی ازشرکت های لبنی طی مصاحبه‌ای به خبرنگاران می‌گوید “... باید این سنگر را حفظ کنم تا از سهمیه ارزی به‌ویژه برای تهیه کره که خیلی سخت است غافل نشوم” با این همه هنوز مشخص نشده ارز دولتی بیش از 32 هزار تن کره وارداتی به چه کسی تقدیم شده و نحوه، زمان و قیمت مصرفی آن چقدر بوده است؟

رسالت مطبوعاتی و سلطان زبان‌دار کره
در سال 97 و اوایل 98، کره با قرار گرفتن در گروه کالایی «یک» مشمول ارز 4200 تومانی ‌شد که روزنامه دنیای اقتصاد چاپ 30 شهریور ماه نوشت: “در اجرای تخصیص ارز دولتی برای واردات کره از ابتدای سال 98، مقدار 2 هزار تن شرکت پاک، 3 هزار و 500 تن شرکت کاله، 3 هزار و 500 تن شرکت شکلّی، 5 هزار تن سایر شرکت‌ها و 32 هزار و 600 تن توسط یک شرکت خاص به تنهایی وارد شده است.”
یعنی سلطان زبان‌دار کره بدون پاسخگویی به دولت و ملت 80 درصد کره را انحصاری وارد کرده و هیچ نظارتی بر سردخانه‌های آن نبوده و مشخص نیست چه مقدار کره وارداتی 4200 تومانی را دپو کرده و امروز با ارز 27 هزار تومانی (600 درصد گرانتر) به مصرف‌کننده می‌فروشد. حال آیا این همه کره به نرخ دولتی به فروش رسیده یا در پروسه دیگری تولیدات و فرآورده‌های شیر مصرف شده است؟

غائله کره و جابه‌جاکنندگان ارز دولتی
جالب توجه این‌که در اسفند 98 ماهنامه دام و کشت و صنعت اعلام کرد احتمال دارد شرکت خاص و سلطان کره، علاوه بر ارز دولتی که برای واردات کره دریافت نموده، ده‌ها میلیون دلار 4200 تومانی نیز به‌منظور واردات تلیسه یا گاوهای شیری مولد هلشتاین و سمینتال از خزانه دریافت نموده که گمان می‌رود بخشی از این ارز صرف واردات کره شده باشد. شاید بخشی از آن هم کلاً به ایران برگشت داده نشده و به جای بخش اعظم گاوهای مولد باکیفیت خارجی (گرچه نیازی به پروتکل، پروفورمای بیشتر از قیمت واقعی گاو خرید و خرید دام احتمالاً از آمریکا و لغو قرارداد و... نبود) و صرفاً با واردات مواد ژنی (به عنوان مثال جنین و کاشت آن در رحم‌های عاریتی، Recipient) به قیمت کمتر از یک درصد ارزهای نابود شده امکان تولید تلیسه‌های برتر با تطابق مناسب با اقلیم ایران و البته با کیفیت شیر و چربی بالا وجود داشت.
در همان ایام کارشناسان متخصص امور ژنتیک ماهنامه پس از هماهنگی با معاونت امور تولیدات دامی طی نامه‌نگاری رسمی از دریافت‌کننده ده‌ها میلیون دلار ارز درخواست بازدید از مجتمع گاوداری و تهیه گزارشی خبری در این زمینه نمودند که به دلایل مشخص حتی درخواست خبرنگاران بی‌پاسخ گذاشته شد.
حال این شما و سلطان‌ زبان‌دار کره‌های بی‌زبان، دلارهای مهاجرت کرده بی‌زبان و گاوهای وارد شده‌ بی‌زبان که حال جزء ثروت کشور لحاظ شده و حفظ و حراست آن بر تمامی ما واجب می باشد.

ماهنامه دام و کشت و صنعت – شماره ۲۴۳ - ۱۳۹۹
 

مدیر سایت
info@iranagrimagazine.com

به این مطلب امتیاز دهید:

کارشناسان ما در مورد مشکلات تولید محصولات، که نمی‌توانید برای آن جوابی پیدا کنید؛ می‌توانند به شما کمک کنند

info@iranAgriMagazine.com
arrow