سیاستگذاری کشاورزی
ای خوش «زنی» که همت مردانه‌اش بود!

فاطمه کرمی

حتماً باید سبیل مردانه‌ات پیچ و تاب بخورد، صدای دورگه داشته باشی، رئیس و صاحب‌منصب هم باشی تا مورد توجه قرار بگیری یا تاثیرگذار باشی؟
حتما باید مورد حمایت و پشتیبانی قرار بگیری تا کار کنی و در سایه دیگران معرفی شوی؟!
اما این بار همه چیز فرق دارد؛ زنی از سلاله‌ی کارآفرینان و دامپروران کشور که پدرش سلطان لبنیات و شیر کشور بود(پدرش مرحوم «علی‌اصغر غلامرضا» و پدر همسرش «مرحوم علی فرد») زنی که می‌توانست در ناز و نعمت پرورش یابد و به‌عنوان یک خانم خانه، خانه‌نشین شود، از 6 سالگی تلاش و کوشش و آفرینش را تجربه کرد و پا به‌پای پدر در مزرعه، دامداری، صحرا و ... کار کرد و آموخت.

«خانم منیژه غلامرضا» اینک مسئولیت انجمن خیرین مسکن‌ساز برای معلولان نیازمند، مسئولیت بانوان بی‌سرپرست شمیرانات، مسئولیت طرح هجرت (ارائه راه‌کار و اجرای آن برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان) مسئول روابط‌عمومی جامعه خیرین مدرسه‌ساز شمیرانات و مسئول تشریفات و روابط‌عمومی دانشگاه تفرش را پذیرفته و در حال ساماندهی جامعه خیرین پیشگیری از جرم با طرح چالش: برای وطنم چه کرده‌‌ام؟ را عهده‌دار است. 
بخشی از خدمات انسانی وی در قبال جامعه است. البته در کنار انجام مسئولیت منزل، وظایف مدیریت چند مزرعه پرورش شترمرغ، مزرعه پرورش خرگوش آنقوره، تولید کِرِم‌های بهداشتی و صابون از روغن شترمرغ با همکاری دانشمندان آلمانی را انجام می‌دهد.
شوربختانه باخبر شدیم مادر ایشان، بانوی با وقار و مدیر، «سرکار خانم پریچهرفرد» در اوایل شهریور امسال، دار فانی را وداع گفت. آن مادر فداکار در 42 سالگی همسرش را از دست داد؛ اما برحسب ضرورت، مردانه‌وار وارد میدان شد تا کیان خانواده و شیرازه امور مزرعه و دامداری را حفظ کند. این بود که مدیریت مزرعه را به دست گرفت و فرزندانش را با بهترین درجات علمی، کار و مدیریت وارد جامعه کرد.
همچنین، او با اهدای زمین برای تاسیس مرکز آموزشی، کلنگِ ساخت را بر زمین زد؛ اما عمرش کفاف نداد تا شاهد ساخت، تکمیل و پذیرش هنرجو باشد.
نخستین‌بار (خانم منیژه غلامرضا) را در یک ضیافت افطار ملاقات کردیم؛ در حالی که این شیرِ بیشة امید و تلاش و انرژی به‌همراه چند نفر از دیگر بانوان خیر مدرسه‌ساز، پذیرایی از میهمانان را انجام می‌دادند و در همان حال در بحث‌ها شرکت کرده، نظرات سازنده خود را ارائه می‌کرد و همواره به دیگر بانوان انرژی می‌داد که می‌توان شانه به شانه مردان، مدیریت کرد و اثرگذار بود.
با توجه به این‌که نیمی از جمعیت کشور را خانم‌ها تشکیل می‌دهند و متأسفانه بخشی از مردان به نیم دیگر (زنان) القاب ناپسندی مانند: ضعیفه، ناقص‌العقل و... را نسبت می‌دهند، خبرنگار نشریه «دام و کشت و صنعت» گزارش مختصری در مورد فعالیت های یکی از زنان ایران جمع‌آوری کرده است تا جامعه از این توانمندی ها با خبر شود.
خانم غلامرضا می‌گوید: شش ساله بودم که طی قراری با کارگر خانه که یک خانم آذری بود، زبان فارسی را به او آموزش می‌دادم و او نیز زبان ترکی را به من آموخت.
همین امر موجب شد تا در سنین کودکی مرحوم پدرم از من به‌عنوان «مترجم» استفاده کند؛ چرا که گاوداری هزار رأسی پدرم در امامزاده‌حسن(چهار راه یافت‌آباد) با کارگران آذری اداره می‌شد و هر ماه یک شب حدود صد کارگر در یک نشست مشورتی شام را با پدر صرف می‌کردند و تنها فردی که می‌توانست نظرات و گزار‌ش‌های کارگران را به فارسی برگرداند من بودم. به همین دلیل حضور در جلسات مردانه باعث شد تا بهتر از مردان یاد بگیرم و عمل کنم.
وی پدرش را اسوه کار، تلاش، مدیریت و سلطان صنعت شیر و لبنیات ایران می‌داند که 80 سال پیش گاوداری به روش نوین تأسیس کرد. او می‌گوید: بسیاری از بزرگان آن روز صنعت گاوداری، از پدرم بهره‌ها بردند ازجمله آقای همت، بنیانگذار شرکت «پاژن» صبح‌ها با هدف بردن پدر به دامداری‌اش به خانه ما می‌آمد و راننده پدر را پی‌کاری می‌فرستاد و صبحانه کامل در ماشین فراهم می‌کرد تا مدتی هم صحبت شوند تا تجارب پدر به آقای همت منتقل شود.
امتیاز دیگر مرحوم پدرم این بود که شب که به خانه می‌آمد آن‌چه را که بر وی گذشته بود و برخوردهایش و راه‌کارهایش را در جمع خانواده تعریف می‌کرد. من در ساعت معینی از شب‌ها منتظر حضور و لب به سخن گشودن پدر و انتقال یافته‌هایش و حفظ آنها در ذهنم می‌ماندم و همین شد که یک دامدار آموزش‌یافته تجربی بار آمدم.

نگذارید بمیرد این عشق
منیژه غلامرضا گرچه لیسانس بهداشت زیبایی پوست و مو از اورال پاریس دارد و شغل تحصیلاتی خود را بسیار دوست دارد اما بنا به وصیت شادروان علی‌اصغر غلامرضا که گفته بود بعد از من «نگذارید بمیرد این عشق» از کار تخصصی خود دست کشید و دامداری پدر را مدیریت کرد. یک گاوداری شیری(داشتی) در خیابان خلیج‌فارس(جاده قدیم کرج) با 1350 رأس گاو هلشتاین اصیل با مدیریت یک خانم با رعایت بهداشت و اصول مدیریت موجب شد تا هرگز یک نمونه سل یا بروسلوز در این گاوداری مشاهده نشود. در حالی که گاوداری همسایه آنان آلوده بود و همین امر موجب شد تا وزارت کشاورزی و سازمان دامپزشکی وقت، وی را به‌عنوان گاودار نمونه ایران معرفی کند.
البته در مواردی مورد بی‌مهری مدیریت مردانه نیز قرار می‌گرفت و ازجمله زمانی که به‌عنوان مدیرنمونه مشمول دریافت یک دستگاه لودر برای امور گاوداری شده بود، مدیریت مردانه از تحویل جایزه تشویقی به وی طفره رفت و ...
اما جامعه بین‌الملل که چشم‌های خود را برای قدردانی، تشویق و توسعه خدمات چنین زنی باز نگه می‌دارد، بارها از روی دعوت به بازدید و همکاری نمود.
خانم غلامرضا، هرگز شیفته مهاجرت، سرمایه‌گذاری و ماندگاری در غرب نشد و از سفرهای خارجی توشه‌های تجربی گرفت و صنعت پرورش شترمرغ را به اوج رساند. 
به‌عنوان نمونه یک‌بار مدیریت نمایشگاه اگرونیک دانمارک در سال 1988 برای وی دعوت‌نامه‌ای فرستاد تا در آن نمایشگاه بین‌المللی که با حضور 150 وزیر کشاورزی و حدود 450 گاودار صنعتی بزرگ دنیا افتتاح می‌شد، حضور یابد.
منیژه غلامرضا با لباس سنتی ایران در آن نمایشگاه شرکت کرد، در حالی که اروپا به‌دلیل جنگ تحمیلی، نگاه خوبی به ایران نداشت. اما در آن بازدید صنعت دامداری ایران را مطرح کرد و در آن نمایشگاه و سایر مراسم بین‌المللی، روابط‌عمومی خوب و عملکرد حساب‌شده این بانوی فرهیخته و عملگرا موجب جلب توجه همگان و احترام به ایران و ایرانی شد.
و اینک در مسیر انتقال تجارب خود به سایر زنان مدیر است و در بخش انجمن خیرین، اقدام به توسعه کشت زعفران و گلخانه طبقاتی و برداشت هفت کیلوگرم زعفران در هر هکتار نموده است. مزارع شترمرغ و بلدرچین نیز در مسیر تولید پایدار قرار دارند.
وی اینک با هدف آباد کردن شهر و روستا و با شعار «سحرخیزباش تا کامروا شوی» همه را بسیج می‌کند تا با انرژی مثبت و هم‌افزایی به اشتغال مولد، پایدار و پیشگیری از جرم بینجامد.

ماهنامه دام و کشت و صنعت – شماره ۲۴۳ - ۱۳۹۹

مدیر سایت
info@iranagrimagazine.com

به این مطلب امتیاز دهید:

کارشناسان ما در مورد مشکلات تولید محصولات، که نمی‌توانید برای آن جوابی پیدا کنید؛ می‌توانند به شما کمک کنند

info@iranAgriMagazine.com
arrow