سیاستگذاری کشاورزی
دختران هم می توانند

مترجم: معصومه صالحی وزیری

آیا برای موفقیت در کشاورزی باید دختران را به گونه دیگری پرورش داد؟ این مادر، دختر و نوه همگی جواب‌ها را می‌دانند.
مهم نیست که چقدر پیشرفت کرده‌ایم که فکر می‌کنیم کشاورزی برای خودمان، برای همسران و دخترانمان در حال پیشرفت است، اما هنوز این نگرش رایج است که کشاورزی کار مردان است. اکنون اخلاق جدیدی در حال شکل‌گیری است، و از هرکسی که روش تفکر شغلی مردان را دارد، خواسته می‌شود که مردان به آن‌ها سلطه بگیرند.
به ما گفته شده است که برتری در کشاورزی فقط بخاطر زور بازو، دوامی ندارد. درعوض، موفقیت کاری چند بعدی است، که زنان حداقل به اندازه مردان، در آن برتری دارند.
با توجه به شرایط پیش رو، اولویت این صنعت باید جذب بهترین و درخشانترین افراد نسل آینده بدون در نظر گرفتن جنسیت باشد.
اما چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟ برای فهمیدن این موضوع، راهنمای روستا، من را برای گفتگو پیش کارشناسان فرستاد.
سه نسل از زنان از یک مزرعه خانوادگی، که همه آن‌ها را کشاورز می‌شناسند.
درگفت‌وگویی که انجام شد بیو شوچوک( مادربزرگ) متوجه شد که بعنوان یک کشاورز، به اندازه کافی جدی گرفته نشده است.
او و همسرش برد(Brad)، برای گفتگو در زمینه تأمین مالی، به بانک محلی رفته بودند. با اینکه او تمام کارهای مزرعه و مدیریت روزانه آن را به تنهایی انجام می‌داد، باید منتظر می‌ماند تا همسرش که در شهر دیگری بود از سفر بیاید و برای مزرعه با هم تصمیم‌گیری نمایند. وقتي مأمور تأمين مالي كاغذهاي كامل خود را به زوجين تحويل داد، شغل برد بعنوان كشاورز توصيف شد. و شوچوک، با وجود این واقعیت که تمام کارهای مزرعه را خودش انجام می‌دهد، به عنوان زن خانه دار معرفی شد.
او می‌گوید:  با اینکه من 100 درصد در مزرعه مشغول کار بودم، و با وجود این‌که تمام تصمیمات در رابطه با گاوها و گوسفندها را من می‌گیرم، و حتی زمانی که برد دور است، هر کاری را انجام می‌دهم. تا آن لحظه در ذهن خودم هم این بود که من همسر یک کشاورز هستم. آن لحظه نقطه عطفی برای من بود، لحظه‌ای که نگرش من در باره نقشم در مزرعه تغییر کرد.
شوچوک به مدت پنج دهه در مزرعه بوده است. او بیشتر اوقات تنها بود: ابتدا در کنار مادرش که مزرعه خانواده را اداره می‌کرد در حالی که پدرش از خانه دور بود، و بعد از آن‌که ازدواج پدر و مادرش به هم خورد، توسط پدر کشاورز خود همه جوانب زندگی کشاورزی را آموخت.
اولین هدف وی در این شغل آن بود که مکانیک شود و آرزو داشت که بیشتر وقت خود را صرف تعمیرات در مزرعه کند.
در 21 سالگی با برد ازدواج کرد و دانش و اخلاق کاری خود را به مزرعه خانواده خود منتقل کرد که عجیب هم نبود. اصلاً در ذهنش کنترل و مدیریت مزرعه خانوادگی وجود نداشت.
شوجوک می‌گوید: اصلا در فکر این نبودیم که حتی وقتی بزرگ شدیم، مدیریت مزرعه خانوادگی را برعهده بگیریم. ما یا قصد داشتیم با یک کشاورز ازدواج کنیم یا برای یافتن شغل دیگری از آنجا برویم. حتی وقتی بچه‌های من کوچک بودند، این فکر وجود داشت که چون پسری نداریم، دیگر کسی نیست که مزرعه را به او بسپاریم. 
دختر اولم استیسی بود، سپس دو دختر دوقلویم - کندی و کارلی- یکباره پشت سر هم قرار گرفتند. برای حمایت بیشتر از خانواده، برد دریل کار بود و به کانادا برای حفاری چاه نفت می‌رفت. من ماندم تا از خانواده‌ام در ایالات متحده محافظت کنم. بعد از به مدرسه رفتن بچه‌ها، ابتدا در انجمن اولیا و مربیان مدرسه بودم، سپس بعنوان معاون معلم در دبیرستان کار می‌کردم آن هم در حالی‌که مدیریت 40 گاو، 300 گوسفند و نیمی از تولیدات مزرعه را انجام می‌دادم.

بزرگ کردن دختران در مزرعه
اصلا به این فکر نمی‌کردم که دخترانم را بعنوان کشاورز پرورش دهم. این فقط چیزی بود که اتفاق افتاد. اولویت من تربیت کردن کشاورزنبود؛ هدفم این بود که دختران محکمی پرورش دهم تا بتوانند مراقب خود باشند و به کسی به راحتی اعتماد نکنند.شوچوک می‌گوید: به این که مستقل هستم، افتخار می‌کنم. من دوست ندارم از کسی درخواست کمک کنم. اگر چیزی خراب شود و نیاز به تعمیر داشته باشد، فکر می‌کنم که چگونه آن را تعمیر کنم. من می‌خواستم دخترانم نیز بتوانند این کار را انجام دهند. اما خیلی زود فهمیدم که بعنوان یک مادر کشاورز، گناه و غرورم دست به دست هم داده‌اند. این دختران از مزایای زندگی مزرعه برخوردار بودند اما از آن‌جا که همیشه کار بیشتری برای انجام وجود دارد، برخی از کارهایی که بچه‌های دیگر وقت خود را صرف انجام آن‌ها می‌کردند را نیزفراموش نکردند. هر پدر و مادر خوبی، گاهی احساس می‌کند که وظیفه اش را به خوبی انجام نمی‌دهد. من بچه‌ها را تشویق به یادگیری شنا کردم، اما وقتی زمان کلاس تمام می‌شد و بقیه مشغول شنا برای تفریح می‌شدند، ما مجبور بودیم به خانه برگردیم، زیرا من برای انجام کارها به کمک آن‌ها نیاز داشتم. من نسبت به آنچه از دست رفته ‌است، احساس گناه زیادی داشتم. 
اما نکته‌ی مهم این است که، دختران با توانایی و اعتماد به نفس بزرگ شدند.
وقتی مادر شوهرم وسط فصل بدنیا آمدن بره‌ها بیمار شد، مجبور شدم بروم، به همین دلیل به دختران گفتم که آن‌ها مسئول بره‌ها هستند. استیسی شاید 12 سال داشت. مدتی بعد به من زنگ زد و گفت: مامان، یکی از گوسفندهای در حال زایمان پای بره ازش خارج نمیشود. گفتم: 20 دقیقه صبر کنید اگرخارج نشد، خودتان با دست آن را خارج کنید. این همان کشاورزی است: زندگی کردن و انجام آنچه باید انجام دهی. 
حالا پس از گذشت 15 سال، طرفدار بره‌ها، بزرگ شده، متاهل است و در حال حاضر مادر یک کودک دو ساله به نام جورجیا می‌باشد

خانم Stacey مدیر مزرعه 2 هزار هکتاری
استیسی (اکنون Stacey Sagon) مدیر ورودی محصولات کشاورزی به سیلوی داخلی شرکت Parrish & Heimbecker، Ltd است. و مزرعه‌ای در حدود 2000 هکتار دارد که در آن همراه با همسرش دانه‌های روغنی کشت می‌کنند.
هنگامیکه ازدواج کردند، آن‌ها با هم تمام پولشان را در مزرعه سرمایه‌گذاری کردند، بنابراین آن‌ها به طور جداگانه و مشترکا متعهد مالی شرکت در تجارت هستند.
در مزرعه، ساگون همسر خود را مدیرعامل و خودش را به عنوان CFO توصیف می‌کند، یعنی مشاغل حیاتی و مساوی اما یکی نیست. تصمیمات نهایی جمع می‌شوند، اما هر یک نقش خود را دارند. علاوه بر رسیدگی به همه امور مالی و مدیریت اداری، ساگون همچنین به دلیل دانش و شغل خارج از مزرعه، ابتکار عمل زراعت و بازاریابی غلات را در این مزرعه رهبری می‌کند. زنان امروز، فقط زنان کشاورز نیستند. بسیاری خودشان به عنوان کشاورز معرفی می‌شوند. از آنجا که مزارع سودآورتر شده‌اند، فضا برای زن و شوهر وجود دارد.  در حال حاضر، او برای کمک به درآمد خانواده، در مزرعه کار می‌کند. در زمستان هنگامی که مرخصی زایمان را برای نوزاد جدید بگیرد، وظایفش تغییر خواهد کرد. ما نمی‌توانیم هزینه خود را برای بودن هر دو خانه فراهم کنیم، بنابراین من به او سخت می‌گیرم تا کاری در خارج از مزرعه برای خودش پیدا کند.

پیوستن به انجمن زنان کشاورز
پنج سال پیش ساگون به انجمن زنان کشاورز پیوست. امروز، او مفتخر است كه نایب رئیس انجمن و همچنین كرسی مشاركت در آن را دارد. او همچنین عضو هیئت مدیره مزرعه تحقیقاتی محلی شرکت تحقیقاتی کاربردی غربی است. استیسی و مارک داوطلبانه وقت خود را در این صنعت سرمایه‌گذاری می‌کنند، زیرا می‌دانند که رهبری آن‌ها می‌تواند تغییری ایجاد کند.البته شوچوک نیز خودش را درگیر کرده و نام خود را برای انتخابات داده است.
ساگون می‌گوید: من به جلسات می‌روم و فروش داشته ام و به دلیل این که تنها زن آنجا هستم، کمی احساس ترس می‌کنم. من خود را قوی می‌دانم. می‌دانم که اگر بترسم به این کار تعلق ندارم. من یک زن جوان با اعتماد بنفس هستم. ممکن است ترسناک و ناراحت‌کننده باشد، اما شما هم مانند هر کس دیگری که در اتاق است، حق دارید که در آنجا حضور داشته باشید. زنانی که احساس پشتوانه حمایتی دارند، حتی اگر کسی در کنار آن‌ها نباشد، کارهای بزرگی را برای این صنعت انجام خواهند داد.  این فقط زنان نیستند که نقش مهمی در حمایت از زنان در کشاورزی دارند. شوهران ساگون و شوچوک عمیقا به این اعتقاد دارند که دختران هم می‌توانند .
بِرَد و شوچوک به دختران خود آموخته‌اند که بیل بدست بگیرند و از آن‌ها انتظار دارند که سنگ‌ها و یونجه را انتخاب کنند و با آن‌ها آنقدر طبیعی رفتار کنند که گویی پسرهستند. ساگون می‌گوید همسرش جورجیا را کشاورز کوچک خود می‌نامد. او در تمام مدت همراه ما بود. امروز صبح با هم بودیم، زیرا دلیلی برای مراقبت روزانه وجود ندارد. ما عاشق این سبک زندگی هستیم.

شریک کامل همسران
در هر دو نسل، شوهرها همیشه با همسران خود به عنوان یک شریک کامل و یک همکار ارزشمند رفتار کرده‌اند و همسرانشان نیز می‌گویند که به این امر واقف بوده‌اند. شوچوک می‌گوید: بِرَد احترام زیادی برای من و آنچه می‌توانم انجام دهم، قائل است. این زوج دیگر در حال پرورش دام نیستند و غلات و دانه‌های روغنی ترکیبی خود را به 1200 هکتار کاهش داده‌اند. من هرگز احساس نکرده ام که او به من به عنوان یک آدم ناتوان نگاه می‌کند. دختران ما به وضوح دیده‌اند که والدینشان برابر هستند. هر کدام از ما نقاط قوتی داریم که به موفقیت ما کمک می‌کند.
همسرم گفت: نحوه مشاهده زنان در همه صنایع اکنون متفاوت است ... وقتی به فروشگاه محلی می‌رویم، شوهرم می‌گوید: من می‌خواهم با اشلی صحبت کنم زیرا او می‌داند که در مورد چه چیزی صحبت می‌کند. ما به جای جنسیت، در حال پیشرفت به سمت جهانی هستیم که توانایی ایجاد آن را داریم.  ساگون موافق است، اما می‌گوید هنوز بعضی اوقات مجبور است برای احترام بجنگد. ما برای مزرعه مان در حال خرید تریلرهای دانه‌ای بودیم. من یک سؤال می‌کنم و پسر فروشنده از من عبور می‌کند و جواب شوهرم را می‌گوید، کاملا من را نفی می‌کند. به مارک نگاهی انداختم که به او گوشزد کند: اشتباه گرفتید. او از شما سوال کرد. و چک را هم او امضا می‌کند. بی‌ارزش بودن بر اساس جنسیت هنوز هم چیزی است که برای ساگون در محل کار نیز اتفاق می‌افتد. من معمولا تنها زن کنفرانس یا جلسات هستم.
همیشه این گونه برخوردها کاملا آشکار نیست، اما برخی از افراد قطعا دانش من را دست کم می‌گیرند. آن‌ها می‌گویند: خوب، شما چه می‌دانید؟
چه باید بدانم؟ چون کل زندگی‌ام را در مزرعه و کشاورزی بوده ام و به همین دلیل هم برای این کار به مدرسه رفتم و تجربه زیادی هم در این کار دارم. دقیقا او چگونه به زنان توصیه می‌کند که با این موضوع برخورد کنند؟ او علاوه بر اینکه مردم را به سمت سوء برداشت‌های خود فرا می‌خواند، که البته بعضی اوقات ضروری است، گفت: رفتار غیرمنصفانه با او کار را سخت‌تر می‌کند. در هر صنعتی باید خود را ثابت کنید. شما باید مطمئن باشید که تحصیل کرده اید و مطالب را بخوبی می‌دانید. گاهی زن بودن می‌تواند مانعی باشد که باید بر آن غلبه کنید. اما به‌عنوان جوان بودن، همه چیز یکسان است- مردم با شما طوری رفتار می‌کنند که انگار چیزی نمی‌دانید زیرا آن‌ها بزرگتر از شما هستند.  اینجا است که اعتماد به‌نفس داشتن، شما را ثابت می‌کند.
برای همه ما، در کشاورزی جا است. من می‌توانم در جلسه و در بازار بنشینم و حتی اگر تنها زن آنجا باشم، در آنجا جای بگیرم. شاید بعضی از افراد دیگر آن را دوست ندارند اما این مشکل آن‌ها است- می‌دانم که من در آنجا جای دارم .

خودت را ثابت کن
همانطور که دیدیم شوچوک زندگی خود را توصیف کرد و تصور این‌که کسی او را به‌خاطر این‌که کشاورزی تمام عیار است، اشتباه بگیرد نیز اشتباه است. با این وجود، او احساس می‌کند که اثبات کردن خودش کمی سخت است.
من هنوز آن بخش خودآگاه را احساس می‌کنم، که به اندازه کافی نمی‌دانم. هنگامی که یک مکانیک تماس می‌گیرد، و نمیداند که با او در مورد چه چیزی صحبت کند، به او می‌گوید. من مانند او نیستم، و آنقدر احساس خجالت می‌کنم که باید بپرسم که در مورد چه چیزی باید صحبت کنم. این چیزی است که من برای دختران امروز آرزو می‌کنم، آن‌ها باید متفاوت باشند، دختران شایسته احترام حرفه‌ای هستند.
وقتی آن بانكدار، زن خانه دار را به عنوان شرح شغل شوچوك نوشت، تغییر بزرگی رخ داد. صادقانه بگویم، این اولین بار نبود که کسی نقش شوچوک در مزرعه را کم ارزش می‌کرد. از او هزار بار یا حتی بیشتر سوال شده است که ایا شما کار می‌کنید؟
سوالی که شوهرش هرگز مجبور به پاسخگویی نشده است. و هنگام تماس گرفتن با مزرعه، مرتبا می‌خواستند که با همسرش صحبت کنند، با فرض این‌که او تصمیم گیرنده مزرعه نیست، و نمی‌تواند جواب سوالات را بدهد. او می‌گوید: شاید آن موقع باید چیزی می‌گفتم. فکر کردم مهم نیست، اما مهم است. این یک مورد احترام است. من به همان اندازه شوهرم کار می‌کردم و فرض بر این است که من به دلیل زن بودن در مزرعه مشارکتی نمی‌کنم. من خودم را ندیده گرفتم.
اما آن روز در بانک، شوچوک فهمید که خودش سبب کم ارزش شدن کار خود شده است. شاید این راهی بود که من خودم انتخاب کردم. حالا که برای اولین بار متوجه مشکل شده‌ام و باید متفاوت عمل کنم.
همه آنچه که می‌دانم این است که تا آن موقع هرگز از من سوال نشده بود که  در مزرعه کار می‌کنید؟‌، آنوقت مجبور نبودم که نقش خودم را ندیده بگیرم. تنها توصیه‌ای که او به دخترانش می‌کند این است که فرزندان خود را به عنوان افراد قدرتمند و صالح پرورش دهند‌، فارغ از این‌که آن‌ها پسر یا دختر باشند.
تمام ابزارهایی را که می‌توانید در اختیار آن‌ها قرار دهید. اگر آن‌ها تصمیم بگیرند که به یک کشاورز تبدیل شوند، فوق العاده است. من به آن‌ها می‌گویم آنچه را که قلبشان به آن‌ها گفته است انجام دهند. جورجیا دو ساله خیلی نگران این مسئله نیست که آیا او هنگام بزرگ شدن به عنوان یک کشاورز جدی گرفته شود یا نه. در حال حاضر، نگرانی بزرگتر او این است که آیا او فردا دوباره همراه پدرش می‌رود یا نه. و این‌که چه خوراکی برای او تهیه می‌کنند. یک زن قوی می‌داند که قرار نیست همه کار کنند. 
منبع: کانتری گاید بیزینس

ماهنامه دام و کشت و صنعت شماره ۲۴۲-مرداد ۱۳۹۹

مدیر سایت
info@iranagrimagazine.com

به این مطلب امتیاز دهید:

کارشناسان ما در مورد مشکلات تولید محصولات، که نمی‌توانید برای آن جوابی پیدا کنید؛ می‌توانند به شما کمک کنند

info@iranAgriMagazine.com
arrow