سیاستگذاری کشاورزی
كشتي شكستگانيم، اي باد شرطه برخيز


كشتي شكستگانيم، اي باد شرطه برخيز!

شايد كه…

مهندس ابوالقاسم گلباف

ورشكستگي يعني اينكه صاحب كسب و كاري دخلش كمتر از خرجش باشد. يعني اينكه مثلا شير را به قيمت هر كيلو 1700 تومان توليد كند اما 1400 تومان بفروشد يا هندوانه هر كيلو 800 تومان برايش تمام شود اما 450 تومان خريدار داشته باشد. قيمت تمام شده هر كيلو مرغ براي مرغدار 6 هزار تومان باشد اما مثلاً 4 هزار و 500 تومان از وي خريداري ‌شود و بدتر آنكه دولت، زير قيمت توليدي آن را توزيع كند.

شوربختانه در بخش كشاورزي علاوه بر اين، معضلات ديگري نيز در ورشكستگي دخيل است:

• محصول كشاورزي در نبود زنجيره‌هاي توليد، قابل نگهداري و تبديل و تكميل به موقع نيست و اكثر محصولات توليدي يا بايد به مصرف تازه‌خوري برسد يا اينكه به صورت فله‌اي به كارخانجاتي كه ظرفيت كافي و پول وافي و حمايت سازنده دارند و خود، قيمت‌گذار محصول كشاورزند تحويل شود.

• كشاورز سرمايه، اندوخته و پس‌انداز ندارد تا در صورت متضرر شدن در يك محصول، ادامه كشت و كار و پرورش دام و طيور و آبزيان را تا برداشت بعدي صورت دهد.

• كشاورز هميشه به بانك‌ها، صندوق‌ها، سلف‌خرها و ميدان‌داران، بازارها، سم‌فروش‌ها، كودفروش‌ها، بذرفروش‌ها و... بدهكار است هميشه در حال پرداخت نزول و قسط و بهره و ديركرد و جريمه است.

• نبود الگوي كشت و عدم حمايت جدي و اثرگذار دولت از محصولات، بي‌برنامگي در مسير زندگي سالانه كشاورز سيستم هميشه ضرر را براي او رقم مي‌زند.

• بسياري از تشكل‌هاي كشاورزي، يا عامل و عمله دولتند يا مدير بازنشسته دولتي دارند(در هر صورت خودشان ملوك‌الطوايفي هستند متوازي و پرحاشيه كه نه فدراسيون دارند نه كنفدراسيون) يا كلاهشان پشم ندارد تا بتوانند در مورد واردات و صادرات، تعرفه، عضويت، تنظيم بازار عرضه و تقاضا، تأمين نهاده‌ها و ... حرف اول و آخر را بزنند و وزير را وادار كنند استدلال و نظرات آن‌ها را جاري و ساري كنند.

• پدر اين كشاورزان كه دولت و وزارت كشاورزي باشد با انتصاب‌هاي عمدتاً نابخردانه، ناروا، ناكارآمد، رانتي و ... بر آلام اين قشر هميشه ورشكسته مي‌افزايد و كشاورزان نمي‌دانند درد خود را به كجا برند و فريادشان هميشه بي‌اثر مي‌ماند.

بدتر اينكه با هر تغييري، حركت از نو و باز حاكميت لشكر 100 هزار نفره كارمندي بر 4 ميليون و اندي بهره‌بردار كشاورزي.

• امضاهاي طلايي، كشاورزان را به خاك سياه مي‌نشاند و كسي از كشاورزان سرشناس و فعال وجود ندارد كه از اين امضاهاي طلايي به خاك و خون اقتصادي ننشسته باشد، صدور مجوز، پروانه بهره‌برداري، توسعه ظرفيت، دريافت به‌موقع وام، تأمين به‌موقع نهاده‌ها، مجوز حفر چاه، مجوز تغيير كاربري، مجوز صادرت، مجوز واردات، درخواست بازديد مقامات، تعرفه‌ها، خريد تضميني و ... هر كدام با يك امضاء طلايي، ديگران را محروم مي‌كند و حق آن‌ها را به ناحق به خريدار امضاء طلايي و رانت‌خوران مي‌دهد.

• قوانين دست و پاگير و بعضاً موازي، متناقض با يكديگر، قوانين سليقه‌اي، قبيله‌اي و بيله‌اي، قوانين منسوخ شده، تبصره‌هاي من‌درآوردي (علاوه‌بر قوانين نانوشته) پَر پرواز كشاورزان را شكسته و مي‌شكند چرا كه در گنجه دولتي‌ها، كتاب‌هاي قوانين و مواد و تبصره فراوان است و هرجا كه بخواهند يك فرمان و ماده رو مي‌كنند، حتي اگر مربوط به سال 1330 هم باشد تا كشاورز سركوب و فرمانبر شود.

• وام‌ها و تخصيص بودجه‌ها با بوق و كرنا براي كشاورز اعلام مي‌شود اما آنقدر اما و اگر و سند و وثيقه و زمان و محدوديت برايش مي‌گذارند كه كشاورز تنها از مصوب‌شدن و باطل شدنشان با خبر مي‌شود و بسياري از آن‌ها به دولت بازمي‌گردد يا كاسبان زرنگ دولتي مي‌دانند چگونه به رانت‌خوران و خارج حق و نوبت، حق برسانند، در همين حال دولت اعلام مي‌كند براي اشتغال و توسعه روستايي 5 هزار و 500 ميليارد تومان و 5/1 ميليارد دلار وام 6 درصد اختصاص مي‌دهد كه مثلاً 8 ماهه جذب شود آن هم با گذر از هفت‌خوان رستم و اين مي‌شود كه فقط 2 درصد آن (آن‌هم نه به كشاورزان واقعي) جذب و باقي غرق مي‌شود.

• وزارتخانه و اداره كل امور بين‌الملل و مديران دستچين آن به نمايندگي از كشاورزان، سالانه ده‌ها سفر خارج از كشور مي‌روند و كروركرور دلار و يورو خرج مي‌‌شود اما حاصل آن سفرها و سفره‌هاي رنگين يك خبر ديدار و دست دادن و روبوسي است و هيچ نهاد نظارتي، عملكرد و بازخورد اين اداره كل و سمت‌هاي متّرتب برآن را مورد بررسي و بازرسي قرار نمي‌دهند. سالانه ده‌ها دعوت از كارشناسان، مديران و وزراي كشاورزي كشورها صورت مي‌گيرد و مصاحبه‌هاي سنگين مي‌كنند.

تفاهم‌نامه مي‌نويسند اما حاصلي به جز هزينه كردن و رانت هايي كه معدود مديران از محل اطلاع از برنامه‌ها، سوبسيدها مي‌برند ندارد. حتي يك مورد سراغ نداريم يك مشاركت و سرمايه‌گذاري و انتقال تكنولوژي مطلوب از اين رهگذر نصيب كشاورز و كشاورزي شده باشد.

با اين همه و ده‌ها درد نگفته ديگر، بازهم همه مسئولان از همه كشاورزان مي‌خواهند فعال و توليدكننده كشاورزي به قيمت نابودي اقتصاد خود و خانواده‌اش محصول باكيفيت براي 80 و اندي ميليون جمعيت توليد كند و به ثَمَن‌بَخس بفروشد و بازهم توان ادامه حيات اقتصادي داشته باشد و بهره‌برداران كشاورزي نجات‌دهنده و تأمين‌كننده امنيت غذايي باشد.  بپذيريم كه «در خانه اگر كس است، يك حرف بس است»

سرمقاله دام و کشت و صنعت - شماره ۲۱۹ - سال ۱۳۹۷

مدیر سایت
info@iranagrimagazine.com

به این مطلب امتیاز دهید:

کارشناسان ما در مورد مشکلات تولید محصولات، که نمی‌توانید برای آن جوابی پیدا کنید؛ می‌توانند به شما کمک کنند

info@iranAgriMagazine.com
arrow